دانشکده حقوق دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     
نویسنده: دکتر جلیل مالکی - ۱۳٩٢/۱۱/۳٠

 گفت و گو با دکتر جلیل مالکی وکیل دادگستری و رئیس دانشکده حقوق دانشگاه آزاد اسلامی  واحد مرکز تهران

 

آقای دکتر خلاصه ای از زندگی خود را بفرمایید؟

متولد 20 آذر ماه سال 1345 اهل خراسان جنوبی بخش باستانی شوسف از توابع بیرجند هستم.

تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در همان بخش شوسف به پایان رساندم و برای ادامه تحصیل در مقطع دبیرستان مجبور بودم به شهرستان بیرجند و بعد زاهدان نقل مکان نمایم و دلیلش این بودکه پدرم نظامی بود و در ارتش خدمت می کرد و هر چند یک بار محل ماموریتش عوض می شد. بلافاصله بعد از اخذ دیپلم در بهبوهه جنگ تحمیلی خدمت سربازی را در نیروی دریایی ارتش شروع کردم و در مناطق عملیاتی جزایز خلیج فارس گذراندم. در اثنای خدمت و در زیر بمب باران شدید هواپیماهای دشمن که برای ضربه زدن به سکوهای نفتی می آمدند از هر فرصتی برای درست خواندن استفاده می کردم به نحوی در ماموریت و غیرماموریت همیشه جزوات و کتابهایم داخل کوله پشتیم بود وهر وقت کوچکترین فرصتی به دست می آمد بلافاصله به مطالعه آنها می پرداختم تا اینکه بعد از بیست ماه خدمت با رتبه دو رقمی در سال 1366 در رشته حقوق دانشگاه شهید بهشتی پذیرفته شدم و از خدمت سربازی مرخص شدم.

در آن زمان قبولی در کنکور ورودی واقعاً کار دشواری بود چرا که فقط سه دانشگاه در کل کشور یعنی دانشگاه های شهید بهشتی، تهران و شیراز آن هم به صورت محدود در رشته حقوق دانشجوی می پذیرفتند که من به دلیل دو رقمی بودن رتبه ام در همان انتخاب اول در دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی پذیرفته شدم و در مهر ماه همان سال ثبت نام کردم. این فضا مصادف شد با اوج جنگ تحمیلی و بمب باران شهرها. ترم اول را که گذراندم در ترم دوم موشک باران های عراق شروع شد نتیجتاً نیم سال اول سال 1367 دانشگاه های تهران تعطیل شدند. با شروع ترم بعد تحصیلات خود را ادامه دادم و نهایتاً در سال 1370 در مقطع کارشناسی حقوق فارغ التحصیل شدم.

آقای دکتر اساتید شما در مقطع کارشناسی به کسانی بودند؟

در طول این دوران از محضر اساتیدی همچون مرحوم دکتر مهدی شهیدی در درس حقوق مدنی،مرحوم دکتر امیرحسین فخاری در درس حقوق تجارت، مرحوم دکتر منوچهر خزانی درآیین دادرسی کیفری و مرحوم دکتر رضا نوربها و دکتر محمد علی اردبیلی در درس حقوق جزا استفاده نمودم. همچنین آقایان دکتر سید محمد هاشمی در درس حقوق اساسی و کتر علی اکبر صادقی درس اصول و متون فقه و دکتر عبدالله شمس در درس آیین دادرسی مدنی نقش مهمی در فرایند تحصیلی من داشتند.

چگونه و با چه فاصله ای تصمیم به ادامه تحصیل گرفتنید؟

از دوران تحصیلات راهنمایی و دبیرستان علاقه وافری به رشته حقوق و حرفه وکالت دادگستری داشتم به همین دلیل همیشه رمان های حقوقی و وکالتی را می خواندم از همان زمان هدفم را قبولی در رشته حقوق و سپس ورود به حرفه وکالت دادگستری قرار دادم و در این راستا تلاش کردم. در طول دوران دانشجویی در مقطع لیسان دانشجوی فعالی بودم علاوه بر تحصیل در مدارس شمیرانات به تدریس ادبیات فارسی و عربی می پرداختم همچنین نقش موثری در فعالیتهای دانشجویی داشتم به نحوی که نماینده دانشجویان در دانشگاه بودم و در واقعه تلخ زلزله روبار یکی از سرگروه های فعال اعزام دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی به مناطق زلزله زده بودم. پس از اخذ مدرک کارشناسی بلافاصله به منظور ادامه باقی مانده دوران سربازی به خدمت رفتم و در اداره قوانین و مقررات نیروی دریایی ارتش مشغول خدمت شدم و در همین زمان در دو جا یعنی دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز و دانشگاه شهید بهشتی در مقطع کارشناسی ارشد حقوق خصوصی پذیرفته شدم که چون قبولیم در دانشگاه شهید بهشتی بورس وزارت نیرو بود انصراف دادم و به تحصیل در واحد تهران مرکز دانشگاه آزاد مشغول شدم. در سال 1373 مدرک کارشناسی ارشد را گرفتم و همزمان در آزمون دکتری دانشگاه آزاد اسلامی شرکت که در واحد علوم و تحقیقات این دانشگاه پذیرفته شدم و بلافاصله از مهرماه 1374 دوره دکتری حقوق خصوصی را شروع و در محضر اساتید بزرگی همچون دکتر امیر ناصر کاتوزیان، مرحوم دکتر ابوالقاسم گرجی، و دکتر سید حسین صفایی، مرحوم دکتر مهدی شهیدی، مرحوم دکتر امیرحسین فخاری و دکتر محمد علی موحدو آیت اله سید محمد موسوی بجنوردی بهره بردم.000


 گفت و گو با دکتر جلیل مالکی وکیل دادگستری و رئیس دانشکده حقوق دانشگاه آزاد اسلامی  واحد مرکز تهران

 

آقای دکتر خلاصه ای از زندگی خود را بفرمایید؟

متولد 20 آذر ماه سال 1345 اهل خراسان جنوبی بخش باستانی شوسف از توابع بیرجند هستم.

تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در همان بخش شوسف به پایان رساندم و برای ادامه تحصیل در مقطع دبیرستان مجبور بودم به شهرستان بیرجند و بعد زاهدان نقل مکان نمایم و دلیلش این بودکه پدرم نظامی بود و در ارتش خدمت می کرد و هر چند یک بار محل ماموریتش عوض می شد. بلافاصله بعد از اخذ دیپلم در بهبوهه جنگ تحمیلی خدمت سربازی را در نیروی دریایی ارتش شروع کردم و در مناطق عملیاتی جزایز خلیج فارس گذراندم. در اثنای خدمت و در زیر بمب باران شدید هواپیماهای دشمن که برای ضربه زدن به سکوهای نفتی می آمدند از هر فرصتی برای درست خواندن استفاده می کردم به نحوی در ماموریت و غیرماموریت همیشه جزوات و کتابهایم داخل کوله پشتیم بود وهر وقت کوچکترین فرصتی به دست می آمد بلافاصله به مطالعه آنها می پرداختم تا اینکه بعد از بیست ماه خدمت با رتبه دو رقمی در سال 1366 در رشته حقوق دانشگاه شهید بهشتی پذیرفته شدم و از خدمت سربازی مرخص شدم.

در آن زمان قبولی در کنکور ورودی واقعاً کار دشواری بود چرا که فقط سه دانشگاه در کل کشور یعنی دانشگاه های شهید بهشتی، تهران و شیراز آن هم به صورت محدود در رشته حقوق دانشجوی می پذیرفتند که من به دلیل دو رقمی بودن رتبه ام در همان انتخاب اول در دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی پذیرفته شدم و در مهر ماه همان سال ثبت نام کردم. این فضا مصادف شد با اوج جنگ تحمیلی و بمب باران شهرها. ترم اول را که گذراندم در ترم دوم موشک باران های عراق شروع شد نتیجتاً نیم سال اول سال 1367 دانشگاه های تهران تعطیل شدند. با شروع ترم بعد تحصیلات خود را ادامه دادم و نهایتاً در سال 1370 در مقطع کارشناسی حقوق فارغ التحصیل شدم.

آقای دکتر اساتید شما در مقطع کارشناسی به کسانی بودند؟

در طول این دوران از محضر اساتیدی همچون مرحوم دکتر مهدی شهیدی در درس حقوق مدنی،مرحوم دکتر امیرحسین فخاری در درس حقوق تجارت، مرحوم دکتر منوچهر خزانی درآیین دادرسی کیفری و مرحوم دکتر رضا نوربها و دکتر محمد علی اردبیلی در درس حقوق جزا استفاده نمودم. همچنین آقایان دکتر سید محمد هاشمی در درس حقوق اساسی و کتر علی اکبر صادقی درس اصول و متون فقه و دکتر عبدالله شمس در درس آیین دادرسی مدنی نقش مهمی در فرایند تحصیلی من داشتند.

چگونه و با چه فاصله ای تصمیم به ادامه تحصیل گرفتنید؟

از دوران تحصیلات راهنمایی و دبیرستان علاقه وافری به رشته حقوق و حرفه وکالت دادگستری داشتم به همین دلیل همیشه رمان های حقوقی و وکالتی را می خواندم از همان زمان هدفم را قبولی در رشته حقوق و سپس ورود به حرفه وکالت دادگستری قرار دادم و در این راستا تلاش کردم. در طول دوران دانشجویی در مقطع لیسان دانشجوی فعالی بودم علاوه بر تحصیل در مدارس شمیرانات به تدریس ادبیات فارسی و عربی می پرداختم همچنین نقش موثری در فعالیتهای دانشجویی داشتم به نحوی که نماینده دانشجویان در دانشگاه بودم و در واقعه تلخ زلزله روبار یکی از سرگروه های فعال اعزام دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی به مناطق زلزله زده بودم. پس از اخذ مدرک کارشناسی بلافاصله به منظور ادامه باقی مانده دوران سربازی به خدمت رفتم و در اداره قوانین و مقررات نیروی دریایی ارتش مشغول خدمت شدم و در همین زمان در دو جا یعنی دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز و دانشگاه شهید بهشتی در مقطع کارشناسی ارشد حقوق خصوصی پذیرفته شدم که چون قبولیم در دانشگاه شهید بهشتی بورس وزارت نیرو بود انصراف دادم و به تحصیل در واحد تهران مرکز دانشگاه آزاد مشغول شدم. در سال 1373 مدرک کارشناسی ارشد را گرفتم و همزمان در آزمون دکتری دانشگاه آزاد اسلامی شرکت که در واحد علوم و تحقیقات این دانشگاه پذیرفته شدم و بلافاصله از مهرماه 1374 دوره دکتری حقوق خصوصی را شروع و در محضر اساتید بزرگی همچون دکتر امیر ناصر کاتوزیان، مرحوم دکتر ابوالقاسم گرجی، و دکتر سید حسین صفایی، مرحوم دکتر مهدی شهیدی، مرحوم دکتر امیرحسین فخاری و دکتر محمد علی موحدو آیت اله سید محمد موسوی بجنوردی بهره بردم.

ورود شما به کانون وکلا چگونه بود؟

بعد از انقلاب هیچ آزمونی در کانون برگزار نشد و متاسفانه درهای کانون بر روی متقاضیان به استثنای برخی اشخاص که از مراکز خاص که معرفی می شدند بسته بود تا اینکه در اولین آزمون کانون سال 1374 این طلسم شکسته شد و اولین آزمون ورودی با شرکت خیل عظیم داوطلبان پشت در مانده برگزار شد و من توانستم با رتبه 36 در این آزمون قبول شوم و سهمیه تهران را انتخاب نمایم. از سال 1373 تا سال 1377 به مدت چهار سال اختبار برگزار نگردید تا اینکه دقیقاً یک سال بعد از تصویب قانون کیفیت اخذ پروانه وکالت اختبار برگزار و اینجانب پس از موفقیت در آن به افتخار کسب پروانه وکالت پایه یک نائل گردیدم.

آقای دکتر اختبار در آن زمان نیز همانند اختبار در دورهای اخیر برگزار می شد آیا شما موافق این روش هستید؟

اختبار در آن سال بسیار دشوار بود و اساتید کوچکترین ارفاق و مسامحه ای نمی کردند. اساتید بزرگ و سخت گیری همچون دکتر شهیدی، دکتر امیرحسین فخاری، مرحوم دکتر منوچهر خزائی، مرحوم دکتر رضا نوربها و آقایان شهرام مدرس گیلانی و اسماعیل مصباح اسکویی اختبار کتبی و شفاهی را به همین صورت که در حال حاضر وجود دارد برگزاز می کردند و ما که از روش آنها مطلع بودیم تقریبا از شش ماه قبل از اختبار به صورت شبانه روزی منابع علمی و عملی اختبار و رویه های قضایی و آراء وحدت رویه و محاکم را مطالعه و در برخی اوقات در گروه های دو یا سه نفره به مباحثه می پرداختیم و مساله حل می کردیم با روش حاضر اختبار به صورت کامل موافق نیستم و انتقاداتی به این روش دارم که بعداً درخصوص آن گفت و گو خواهیم کرد.

چه وقت تشکیل زندگی مشترک دادید آیا همزمان با کارآموزی و دانشجوییتان بود؟

بله، سال 1376 ازدواج کردم و در اوج دوران کارآموزی و دانشجویی تشکیل زندگی دادم0 و حاصل این زندگی نیز دو فرزند پسر به نام های بهراد و مهراد می باشد. تحصیلات دکتری را در سال 1379 به پایان رساندم و موضوع پایان نامه ام بیمه مسئولیت متصدیان حمل و نقل بودکه با راهنمایی آقای دکتر افتخار جهرمی و مشاوره دکتر مسیح ایزدپناه و با رتبه عالی از آن دفاع کردم دو سال  قبل از آن یعنی سال 1377 به عنوان بورس هیات علمی دانشکده حقوق واحد تهران مرکز پذیرفته شدم که از آن زمان تاکنون مشغول تدریس دروس اداله  اثبات دعوا، آیین دادرسی مدنی، اجرای احکام و اسناد و حقوق تجارت هستم. از سال 1382 نیز به عنوان رئیس دانشکده حقوق همان دانشگاه انتخاب شدم که تاکنون ادامه دارد.

کارآموزی را چگونه گذراندید؟ وکیل سرپرست شما چه کسی بود؟

دوران کارآموزی را با جدیت شروع کردم  در جلسات دادرسی به صورت منظم شرکت می کردم و گزارشاتم را بلافاصله می نوشتم و سپس پیرامون صحت و سقم رای صادر آن تحقیق می کردم0 در این دوره هر کاری که به من ارجاع می شد ولو تبرعی می پذیرفتم و با جدیت آن را پی گیری می کردم تا تجربه کسب کنم0 وکیل سرپرست من آقای دکتر محمدعلی دادخواه بود دفتر ایشان درامر وکالت بسیار فعال بود و به کارآموزان بها داده می شد یکی از محاسن این دفتر این بودکه کارآموز را در دریای کار حرفه ای رها می کرد به نحوی که کارآموز مجبور بود فعالیت کند. از همان ابتدای فعالیت کارآموزی تحت نظارت مستقیم وکیل سرپرست فعالیت وکالتی کردم و حداقل در ماه دو تا سه پرونده داشتم. پرونده های اولیه پرونده هایی بود که وکیل سرپرست محترم معرفی می کرد. باتوجه به عمل کردم در پیگیری پرونده ها و کسب اعتماد موکلین کم کم موکلین مستقیماً به خود من مراجعه می کردند به قدری در دوران کارآموزی فعال بودم که اگر پرونده ای نیز نداشتم همراه وکیل سرپرست و با سایر وکلایی که می شناختم در جلسات دادگاه ها شرکت می کردم تا از تجربیات آنها استفاده کنم. در این مدت هیچ وقت به خاطر مسائل مادی از پذیرش پرونده خودداری نکردم و اگر می دیدم پرونده بار حقوقی دارد حتی تبرعاً قبول می کردم تا به عموم مسایل مسلط شوم. همزمان چون عضو هیات علمی دانکشده حقوق نیز شده بودم تجربیات وکالتی را در کلاسهای درس مطرح می کردم. در مجموع کارآموز فعالی بودم واز طرفی تکالیف سنگین دوره دکتری را نیز انجام می دادم و اداره زندگی مشترک نیز از دیگر وظایفم بود. ضمناً همه زندگی را از ابتدا بر روی پای خودم بودم واز هیچ منبعی کمکی دریافت نمی کردم و فقط فعالیت های وکالتی در دوره کارآموزی و پس از آن و همچنین تدریس در دانشکده کمک می کرد تا زندگیم را بگذرانم.

یکی از اولین پرونده هایی که شما وکالت کرده اید را به عنوان یک خاطره بفرمایید؟

یکی از پرونده های جالب در ابتدای دوره کارآموزی من پرونده ای بود که موکلم پیرزنی بود که با شوهر هشتم خود زندگی می کرد. شوهر هشتم وی به علت اینکه به خاطر مال و اموال پیرزن با او ازدواج کرده بود سند سفید امضایی از موکله بی سواد تحت عنوان اینکه می خواهد دفترچه بیمه برای او بگیرد اخذ کرده بود و با استفاده از این سند ، شش دانگ خانه مسکونی وی را در تهران و در محله گلوبندک  به نام خود کرده بود. با درخواست دختر خانم ایشان که دندانپزشک بود و پس  از اخذ وکالتنامه، شکایت خیانت در امانت را در دادگاه عام وقت تهران طرح کردم. جالب بود در جریان دادرسی و دقیقا در زمانی که دادگاه قرار وثیقه علیه متهم صادر کرد متهم نامه ای را مبنی بر عزل اینجانب بر روی پرونده گذاشت. بسیار شوکه شده بودم و بلافاصله به  دختر خانم موکله اطلاع دادم و گفتم که مادر شما چنین متنی را بر روی پرونده گذاشته است و من دیگر مسئولیتی در قبال پرونده ایشان ندارم. بعد از ظهر آن روز دختر خانم به همراه مادرش به دفتر من آمدند و معذرت خواستند و کاشف به عمل آمد که این بار شوهر موکله به بهانه تعویض شناسنامه وی سفید امضای دیگری از وی گرفته و بر روی آن عزل و کیل را نوشته است. مجددا شکایت کیفری دیگری علیه متهم طرح کردم و نهایتاً پس از احراز مجرمیت وی به اتهام خیانت درامانت به مجازات حبس محکوم شد. این موضوع با توجه به اینکه اولین پرونده وکالتی من بود بسیار جالب و به یاد ماندنی است.

آقای دکتر عده ای معتقدند که وکلای عضو هیات علمی دانشگاه ها چون فعالیت وکالتی ندارند، از مشکلات وکلا و کارآموزان آشنایی ندارند؟ نظر شما دراین خصوص چیست؟

باید عرض کنم که اگر کار وکالتی و حرفه ای اکثریت اعضای هیات علمی دانشگاه بیشتر از سایر همکاران محترم نباشد قطعا کمترازآنها نیز نخواهد بود. وکلای عضوهیات علمی دانشگاه،دادگستری را کارگاه عملی دانش حقوق می دانند و در این کارگاه آخرین یافته های علمی خود را اعمال می کنند در نقطه مقابل تجربیاتی را که دراین کارگاه و در جریان پرونده های وکالتی کسب می کنند در کلاسهای درس خود برای دانشجویان بیان می نمایند. فی الواقع کار دانشگاه و وکالت دادگستری برای یک وکیل عضو هیات علمی مکمل یکدیگر هستند. به همین دلیل اتفاقا درک آنها از مشکلات وکلا و کار آموزان یک درک آگاهانه و توآم با راه حل است. البته وکلای عضو هیات علمی هم هستندکه کمتر کار وکالتی می کنند ولی تعدادشان بسیار  اندک است.

چه زمانی قسم وکالت را به جا آوردید؟ و چه دغدغه ای باعث شد در سال 1386 کاندیدای عضویت در هیات مدیره کانون بشوید؟

در سال 1378 پروانه وکالت پایه یک را دریافت کردم تا سال 1386 یعنی به مدت 8 سال کار به صورت حرفه ای به وکالت مشغول بودم و همیشه دغدغه من مشکلات و آسیب هایی بود که جامعه وکالت و همکاران درگیر و مبتلا آن بودند از جمله ساختار آموزشی و پژوهشی ناکارآمد حاکم بر کانون، ساختار اداری و تشکیلاتی سنتی و ناکارآمد کانون به نحوی که اعتراض بسیاری از همکاران وکیل و کارآموز را همراه داشت، پاسخگو نبودن کانون به نیازهای علمی و عملی کارآموزان، انفعال کانون در مقابل هجمه هایی که به کانون وساحت آن وارد می شد و بسیاری از مشکلات وکلای جوان و بالاخص به بازی نگرفتن آنها عرصه های داخلی و مدیریتی نهاد وکالت، همه و همه من را وادار کرد تا وارد عرصه فعالیتهای صنفی و انتخاباتی شوم. به همین دلیل در انتخابات سال 1386 که اینجانب کاندیدای انتخاب هیأت مدیره کانون مرکز شدم در آن زمان میانگین سنی اعضای هیات مدیره کاندیدا بین 60 تا 70  سال بود با توجه به این میانگین سنی کاندیدا شدن یک فرد جوان همچون من جدی گرفته نشد و حتی به سخره می گرفته می شد ولی از آنجایی که ایمان و اعتقاد به توانایی های نسل جوان در عرصه های مدیریتی داشتم در انتخاب دوره بیست و پنجم هیات مدیره شرکت کردم و باارائه برنامه های منسجم که البته بعدا به همه آنها عمل شد موفق به کسب اعتماد همکاران شدم و در همان دوره اول در ترکیب اصلی هیات مدیره قرار گرفتم.

چه اهدافی از ورود به هیات مدیره در دوره اول داشتید و آیا این اهداف را دنبال خواهید کرد؟

اولا مهمترین هدف من از ورود به عرصه انتخاباتی صرف نظر از دغدغه هایی که گفته شد تقویت حس خودباوری در نسل جوان وکلای دادگستری بود که تا آن زمان خود اجازه نمی دادند که حتی کاندیدای عضویت در کمیسیون های کانون شوند چه رسد به عضویت در هیات مدیره کانون وکلا. تقویت حس خودباوری در نسل جوان وکلا برای من بسیار مهم بود چرا که اعتقاد داشتم موتور محر که نسل جوان در کنار تجربه نسل وکلای معمر ازنیازهای اساسی کانون وکلا می باشد خوشبختانه به این هدفم در آن سال رسیدم و نتیجه آن شد که امروز در لیست کاندیداهای این دوره هیات مدیره حضور نسل جوان در کنار نسل معمر و کلا بسیار پررنگ و امیدوار کننده است بنابراین چنانکه ملاحظه می شود تابو شکسته شده است. دومین هدف من ساماندهی بحث آموزش وکلا و کارآموزان بود همیشه از ضعف آموزش علمی و حرفه ای در کانون رنج می بردم به همین دلیل برای رفع این نقیصه و با استفاده از تجربیات کانون های وکلای کشورهای دیگر پیشنهاد کارگاه های آموزشی برای کارآموزان وکالت و دانشکده علمی کاربردی را دادم که به حمداله هر دوی آنها در دوره بیست و پنجم هیات مدیره کانون وکلای مرکز تشکیل و محقق شد و امروزه اگر چه به همه اهدافی که برای آنها در نظر گرفته بودم  محقق نشده است و لیکن حرکتی بوده است که نتایج موثری داشته و در آینده با تکمیل آنها می تواند امیدوار بود که خلاهای آموزشی کانون مرتفع  و با احیای بنده ماده 6 لایحه استقلال به سمت تخصصی شد و کالت در کشور حرکت کنیم .

سومین هدفم اصلاح ساختار پژوهشی کانون وکلا بود برای این هدف ابتدا پیشنهاد تبدیل فصل نامه حقوقی کانون به مجله علمی و پژوهشی را دادم که متاسفانه علی رغم دوبار موافقت در هیات مدیره بنا به دلایل غیرقابل قبول این کار میسر نشد. همچنین مجوز تاسیس مرکز پژوهش های کانون وکلای دادگستری را از وزارت علوم اخذ کردم که دقیقا در مرحله انتخاب اعضای هیات علمی پژوهشی این مرکز متاسفانه هیات مدیره با تشکیل آن موافقت نکرد که اگر این امر صورت می پذیرفت امروز در کنار دانشکده علمی کاربردی کانون وکلا تابلوی پژوهشکده یا مرکز پژوهشهای  کانون وکلای داداگستری مرکز نیز نصب می شد و بسیاری از طرح های پژوهشی حقوقی به جای ارجاع به مراکز غیر صلاحیت دار به مرکز پژوهش های کانون وکلا واگذار می شد و صرف نظر از بالا بردن توان علمی و حرفه ای کانون بسیاری از بودجه های کلان پژوهشی نیز نصیب کانون می شد ولی متاسفانه با حذف آن این فرصت از کانون گرفته شد و بالاخره هدف آخر اینجانب تعامل مثبت با مراجع داخلی بین المللی بود هدفم این بود که از این طریق کانون وکلا از لاک انفعال بیرون آید و با فعالیت علمی و حرفه ای تهاجمی و البته استفاده از پتانسیل ارزشمند حقوقی که در اختیار دارد از خطراتی که کیان جامعه وکالت را تهدید می کرد جلوگیری نماید.

 

آقای دکتر در خصوص تاسیس دانشکده علمی و کاربردی کانون که حضرتعالی موسس اصلی آن بوده اید انتقاداتی می شود مثلا اینکه همیشه بحث می شود که چرااین همه دانشکده حقوق تاسیس شده و فارغ التحصیل حقوق جامعه تحویل می دهد که بازار کار برای آنها بسیار کم می باشد و کانون وکلا تعداد کمی از این فارغ التحصیلان را سالیانه پذیرش می کند و همیشه در مقابل این سوال وزارت علوم محکوم می شود که متولی این امر است اما از طرفی عنوان می شود چرا کانون وکلا که این دغدغه فارغ التحصیلان رشته حقوق را می دانست اقدامی کرد که نتیجه آن باز، فارغ التحصیل حقوق بیکار می باشد؟

هدف از تاسیس دانشکده علمی و کاربردی پرورش فارغ التحصیلان حقوق به معنای مصطلح دانشکده های حقوق کشور نبوده و نیست. هدف از تاسیس این دانشکده اولاً احیای بنده 5 ماده 6لایحه استقلال در خصوص ارتقای سطح علمی و عملی وکلا و کارآموزان بود و هست و در مرحله دوم ایجاد بستری برای تخصصی شدن وکالت در کشور.

برای تحقق این اهداف طبیعتاً نیاز به تشکیلاتی داشتیم که در کشور تنها تشکیلاتی که می توانست ما را به این هدف برساند مرکز علمی کاربردی بود.

برخلاف تصوری که متاسفانه به وجود آمده که این دانشکده مشغول پرورش فوق دیپلم رشته حقوق است و فارغ التحصیلان  بیکار به جامعه تحویل می دهد، اساساً هدف از تاسیس این دانشکده به هیج عنوان پرورش فوق دیپلم و یا حتی لیسانس حقوق همانند سایر دانشکده های حقوق نیست. آنچه که تصور مشابهت این دانشکده با دانشکده مرسوم حقوق را به وجود آورده است تلقی ناصحیح از ضوابط و مقررات وزارت علوم در اعطای مجوز پلکانی مقاطع تحصیلی کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری علمی و کاربردی است. به موجب مقررات این وزارت خانه در صورتی مجوز دوره کارشناسی حقوق با گرایش وکالت دادگستری داده می شود که قبل از آن حداقل یک دوره کاردانی یا پودمانی این گرایش در مرکز علمی و کاربردی تشکیل و منتهی به فارغ التحصیلی شده باشد. همچنین در صورتی مجوز دوره های کارشناسی ارشد و دکتری علمی کاربردی داده می شود که حداقل یک دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد در گرایش مورد نظر تشکیل و منتهی به فارغ التحصیلی شده باشند. بنابراین مقطع کنونی ما در مرکز علمی و کاربردی کانون، مقطع اولیه دوره های کاردانی یا پودمانی است که اتفاقاً در شرف فارغ التحصیل شدن اولین دانشجویان آن هستیم و دقیقا به همین دلیل است که مجوز دوره کارشناسی و کالت در شرف صدور توسط دانشگاه جامع  علمی و کابردی است کمیته های برنامه ریزی دانشکده درصدد طراحی دوره های کارشناسی ارشد علمی کاربردی مورد نیاز وکلا و کارآموزان است تا به محض فارغ التحصیل شدن یک دوره کارشناسی نسبت به اخذ مجوز دوره های کارشناسی ارشد علمی و کاربردی اقدام شود و به همین ترتیب به محض فارغ التحصیل شدن یک دوره کارشناسی نسبت به اخذ مجوز دوره های کارشناسی ارشد علمی و کاربردی اقدام شود و به همین ترتیب، به محض فارغ التحصیل شدن یک دوره کارشناسی ارشد امکان اخذ مجوز دکتری علمی و حرفه ای به وجودمی آید که باید برای رسیدن به این نقطه تلاش کرد بنابراین چنانچه ملاحظه می شود هدف دانشکده علمی و کاربردی کانون پرورش دانشجوی حقوق مثل بقیه دانشکده های حقوق نیست بلکه هدف رسیدن به مرحله راه  اندازی دوره های کارشناسی ارشد و دکتری علمی و کاربردی متناسب با نیازهای حرفه ای وکلا و کارآموزان وکالت است همچنین یکی از ظرفیت های مهم دانشکده علمی و کاربردی کانون تشکیل دوره های تک پودمانی یا دوره های تخصصی است این دوره ها که بدون محدودیت قابل تشکیل است دوره های کوتاه مدت یک ماهه، سه ماهه و شش ماهه ای است که در آنها وکلا و کارآموزان می توانند به کسب تخصصی های مورد نیاز خود نایل آیند و در پایان دوره گواهی نامه تخصصی دریافت نمایند این دوره ها اگر به نحو کامل در مرکز علمی و کاربردی کانون اجرا و پیاده شود می تواند در میان مدت مقدمه ای باشد برای تخصصی شدن وکالت در کشور.

در حال حاضر متاسفانه مرکز علمی و کاربردی کانون از اهداف و و برنامه های اولیه ای که برای آن در نظر گرفته بودیم عقب تراست چرا که طبق این برنامه در مقطع کنونی می بایست در دوره کارشناسی حقوق با گرایش و کالت دادگستری و تشکیل حداقل 50 دوره تک پودمانی و اخذ مجوز فصلنامه علمی و کاربردی علمی می شد و مرکز آماده ورود در عرصه های کارشناسی ارشد علمی و کاربردی می شد که امیدواریم با تلاش عزیزان دست اندر کار این امر به زودی محقق شود تا وکلا و کارآموزان وکالت با شرکت در این دوره ها و برنامه ها، ارتقای علمی و عملی خود را ببینند و شاهد تحقق احیای بنده ماده 6 لایحه استقلال کانون های وکلای دادگستری و حرکت به سمت تخصصی شدن وکالت باشند.

 

 

 

 

دکتر جلیل مالکی
نام و نام خانوادگی: جلیل مالکی مدرک تحصیلی: دکتری حقوق خصوصی پست الکترونیکی: jal_maleki@iauctb.ac.ir
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :